بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)

هم‌اکنون 415 نفر با این مجموعه مرتبط هستند.

اشکهای روان «ذکر مصائب عاشورا» - شب اوّل: «سفیر وفادار»

توفیق گریستن و گریاندن در عزای سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام نصیب کسانی است که به خوبی از مقام و عظمت امامت آگاه باشند؛ به‌ویژه شخص امام حسین علیه السلام و اهداف آن حضرت را بشناسند
مقدّمه
توفیق گریستن و گریاندن در عزای سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام نصیب کسانی است که به خوبی از مقام و عظمت امامت آگاه باشند؛ به‌ویژه شخص امام حسین علیه السلام و اهداف آن حضرت را بشناسند و نیز ارادت و محبّت سرشاری به اهل‏ بیت عصمت و طهارت علیهم السلام داشته باشند و از مقاتل صحیح و مستند و اشعار مناسب بهره‌گیری کنند. و صد البته، پاکی قلب و خلوص نیّت در گریاندن دیگران نقش اصلی را دارد؛ چراکه «سخن کز دل برآید لا جرم بر دل نشیند.»
در مجموعة حاضر برخی از روضه‌ها و مصائب حادثة عاشورا (به ترتیب شبهای دهة اول ماه محرم) آمده است که در چند بخش تقدیم می‌گردد.
شب اوّل: «سفیر وفادار»
حضرت مسلم بن عقیل
حضرت مسلم علیه السلام برای خواندن نماز جماعت به مسجد کوفه آمد. از آن همه جمعیّت که با او بیعت کرده بودند، فقط سی نفر آمده بودند. هنگام تمام شدن نماز آنها نیز از دور حضرت مسلم پراکنده شدند و او تنها ماند. حضرت تنها در کوچه‌های کوفه راه افتاد تا به درِ خانة «طوعه» رسید. از او آب خواست، وقتی آب نوشید، طوعه گفت: ای بندة خدا! برخیز و به خانة خود برگرد. حضرت فرمود: ای کنیز خدا! مرا در این شهر، خانه و خویشاوندی نیست. من در این شهر غریبم.
طوعه از او خواست خود را معرّفی کند، گفت: من سفیر اباعبدالله، مسلم بن عقیل هستم که این کوفیان مرا تنها گذاشته‏اند.
مسلم از طوعه درخواست کرد که او را پناه دهد.

آن زن متدینه که دوستدار اهل‏ بیت علیهم السلام بود، مسلم را در خانة خود پناه داد.
خواب دیدن امیر مؤمنان علی علیه السلام
مسلم آن شب را در خانة طوعه تا پاسی از شب به عبادت پرداخت. هنگامی که به خواب رفت، عموی گرامی خود امیرالمؤمنین علی علیه السلام را در خواب دید که به او فرمود: به زودی به ما ملحق خواهی شد. زمانی که مسلم بیدار شد، می‌دانست که به زودی کشته خواهد شد.1
چون سپیده سر زد، طوعه برای مسلم آب آورد تا برای نماز وضو سازد. به مسلم گفت: مولای من! ندیدم که خواب به چشمان تو راه یافته باشد. او در پاسخ گفت: چرا، لحظاتی به خواب رفتم و در عالم خواب عمویم را دیدم که فرمود: بشتاب! بشتاب! من گمان می‌کنم که آخرین روزهای عمر خود را می‌گذرانم.2

فردای آن روز 300 نفر مأمور دستگیری حضرت مسلم شدند. آن حضرت بعد از جنگ نمایان و مقاومت مردانه، زخمهای زیادی بر بدنش وارد گشت و با حیلة دشمن دستگیر شد. او را نزد ابن زیاد ملعون بردند. بعد از ردّ و بدل شدن سخنانی، ابن زیاد به «بکیر بن حمران» دستور داد تا او را بالای دارالاماره ببرد و سرش را از بدن جدا کند. در این حال مسلم مشغول تسبیح و تکبیر و استغفار شد و فرمود: «اللَّهُمَّ احکُم بَینَنَا وَ بَینَ قَومٍ کَذَّبُونَا وَ غَرَّونَا وَ خَذَلُونَا وَ قَتَلُونَا؛ خدایا! حکم کن میان ما و جماعتی که به ما دروغ گفتند و ما را فریب دادند و تنها گذاشتند و سرانجام کشتند.» سپس دو رکعت نماز گزارد و به سوی مدینه رو کرده، بر امام حسین علیه السلام درود و سلام فرستاد.
چون ابن حمران سر او را از بدن جدا کرد و بدن او را به زیر انداخت، نزد ابن زیاد آمد، او پرسید: هنگامی که مسلم را بالا می‌بردی، چه می‌گفت؟ جواب داد: تسبیح می‌گفت و استغفار می‌کرد.3
سر مبارک مسلم را از بدن جدا کردند و آن را به زمین انداخته، سپس بدن شریف را دنبال سر از بام به زمین افکندند.4
هر انسانی که از دنیا می‌رود، اولین صدای گریه‏ای که بلند می‌شود، گریة بانوان است. وقتی حضرت مسلم به شهادت رسید، هیچ صدای گریه‌ای از کوفه شنیده نشد. زمانی که خبر شهادت مسلم به امام حسین علیه السلام رسید، آن حضرت فرمود: «رَحِمَ اللهُ مُسلِماً فَلَقَد صَارَ إِلَی رُوحِ اللهِ وَ رَیحَانِهِ وَ جَنَّتِهِ وَ رِضوَانِهِ، اَمَا اِنَّهُ قَد قَضَی مَا عَلَیهِ وَ بَقِیَ مَا عَلَینَا؛ خدا مسلم را رحمت کند که به سوی رحمت الهی و ریحان بهشت و رضوان خدا شتافت. او مسئولیتی را که بر عهده داشت، به نیکی انجام داد؛ ولی هنوز مسئولیت ما باقی است.»5

ادامه دارد...

سید جواد حسینی، مجله مبلغان،شماره 195
-------------------------------------------------
1.حیاة الامام الحسین علیه السلام، باقر شریف القرشی، دار الکتب العلمیة، قم، چاپ اول، بی‌تا، ج‏2، ص‏388.
2.نفس المهموم، شیخ عباس قمی، انتشارات بصیرتی، قم، چاپ اول، 1374ش، ص‏109؛ قصّه کربلا، نظری منفرد، انتشارات سرور، قم، چاپ دوازدهم، 1383ش، ص‏131.
3.حیاة الامام الحسین علیه السلام، ج‏2، ص‏408؛ قصّه کربلا، ص142.
4.اعلام الوری بأعلام الهدی، فضل بن حسن طبرسی، انتشارات اسلامیه، تهران، 1390ق، ص‏226.
5.قصّه کربلا، ص‏180؛ اللهوف، سید بن طاوس، انتشارات داوری، قم، چاپ اول، 1380ش، ص‏31.
آخرین ویرایش
در 1397/6/20 12:59

مطالب پربازدید را ببینید
و یا به فهرست بازگردید.

بازگشت به ابتدای صفحه

تلفن
نشانی
021-88998600
تهران، خیابان انقلاب، خیابان قدس، نبش خیابان قدس و ایتالیا، پلاک 98
پیامک
30001366