بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)

هم‌اکنون 415 نفر با این مجموعه مرتبط هستند.

پنج انگیزه امام حسین‏ علیه ‏السلام از قیام عاشورا

نخستین انگیزه ابا عبد اللّه ‏علیه ‏السلام انگیزه دینى است و شاهد آن همین جمله‏ اى است که امام حسین‏ علیه‏ السلام نامه نوشت به مردم بصره؛ فرمود: «اَلا وَاِنَّ السنَّةَ قَدْ اُمِیتَتْ وَاِنَّ الْبِدْعَةَ قَدْ اُحْییتْ؛
چرا امام حسین‏ علیه‏ السلام قیام نمود؟
1- انگیزه دینى:
نخستین انگیزه ابا عبد اللّه ‏علیه ‏السلام انگیزه دینى است و شاهد آن همین جمله ‏اى است که امام حسین‏ علیه‏ السلام نامه نوشت به مردم بصره؛ فرمود: «اَلا وَاِنَّ السنَّةَ قَدْ اُمِیتَتْ وَاِنَّ الْبِدْعَةَ قَدْ اُحْییتْ؛ (1) هشیار باشید سنت پیامبر از بین برده شد و بدعت زنده گردید.‌» خطر ا ز این بالاتر! سنّت پیغمبر که خودش فرمود: مردم سنّت مرا حفظ کنید. امیر المؤمنین‏ علیه ‏السلام در نهج البلاغه فرمود: «اَقِیمُوا هذَینِ الْعُمُودَینِ؛ (2) مردم ستون و استوانه کتاب خدا و سنت را حفظ کنید» سنّتى را که بعد از بعثت، پیامبر 23 سال برایش زحمت کشید.
سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چه بود؟ یکى از سنتهاى پیامبر این است که حاکم باید عادل باشد. الآن که یزید حکومت می ‏کند ظالم است. یکى دیگر از سنّتهاى پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم محبّت پیامبر بود که می ‏فرمود: «مزد رسالت من مودّت فامیل و قربى و بستگان و خاندان من است.‌» این چه محبتى است که ابى عبد اللّه علیه ‏السلام را در بیابانهاى حجاز و کوفه، اینگونه با خانواده می ‏چرخانند و اینگونه جسارت به خاندان اهل بیت و ابا عبد اللّه‏ علیه‏ السلام می ‏کنند؟
حضرت فرمود: مردم بصره دو اتفاق افتاده: یک، سنت پیامبر از بین رفته، دو، بدعت در دین گذاشته شده. بدعت چیست؟ هر چیزى که خدا نگفته، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نگفته و در دین نیست، کسى بیاورد و در دین بگذارد، به اسم دین به خورد مردم بدهد.
امام حسین ‏علیه‏ السلام وظیفه و تکلیف را انجام داد، با اداى وظیفه بیداریهایى پیدا شد و قیامهایى شکل گرفت. حکومت بنى امیه که چهل سال براى استقرارش معاویه تلاش کرده بود، مدتى فرماندار بوده، مدتى خلیفه بوده؛ امّا بعد از شهادت امام حسین‏ علیه‏ السلام از هم پاشید و مدتى نگذشت قیام حرّه در مدینه، قیام توّابین و قیام مختار شروع شد.

2-اصلاح فرهنگى در جامعه است.
گاهى جامعه دچار جهل و نادانى می ‏شود. امام صادق‏ علیه ‏السلام می ‏فرماید: حسین، جان داد که: «یسْتَنْفِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَیرَةِ الضَّلالَةِ؛ (3) خدایا بندگانت را از جهالت واز سرگردانى گمراهى نجات دهد.‌» وقتى کسى در آب غرق می ‏شود، نجات غریق می ‏آید از آب و گرداب او را بیرون می ‏کشد خوشحال می ‏شود. وجود مقدس امام صادق ‏علیه ‏السلام جامعه را تعبیر کرده به گرداب جهل و کسانى که در گرداب بودند. و امام حسین ‏علیه ‏السلام را به نجات غریق. جدّ ما قیام کرد مثل کسى که غریق را از آب نجات داد، جامعه را از جهل نجات داد. وقتى ابو العباس سبّاح به قدرت رسید بعضیها گفتند ما فامیلى را براى پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم غیر از بنى امیه نمی شناسیم، تا این حد تبلیغات کرده بودند.
آگاهى دادن به جامعه و مردم ،وظیفه است. خود قرآن را هم نگاه کنید می ‏گوید: نماز بخوان براى یاد کردن، روزه بگیر تقوایت زیاد می ‏شود. زکات و خمس بده مالت زیاد می ‏شود. همدیگر را مسخره نکنید، غیبت نکنید تهمت نزنید، جامعه سالم می ماند. جامعه زمان امام حسن ‏علیه ‏السلام گرفتار ترس و نیاز زندگى است. جامعه زمان امام حسین‏ علیه ‏السلام گرفتار جهل است. خیلى از افرادى که آمده بودند کربلا واقعاً نمی ‏دانستند قضایا را و قدرت تحلیل نداشتند. مردم شام واقعاً تصورشان این بود که با ورود اهل بیت‏ علیهم ‏السلام جشن بگیرند، چون افرادى که به زعم آنها بر علیه حکومت قیام کردند کشته شدند؛ اما خطبه امام سجادعلیه‏السلام جهل‏زدایى کرد. سخنان زینب کبرى علیهاالسلام‏ جهل‏زدایى کرد.
3-انگیزه سیاسى است، یعنى جامعه، امام را بشناسد، هر کسى نمی ‏تواند جامعه را اداره کند، امام خمینى‏رحمه الله فرمود: ثمره عملى تمام فقه، حکومت اسلامی است. حکومت اسلامی و ولایت فقیه تصورش تصدیق می ‏آورد. روشن است. جامعه‏اى داریم مسلمان با چه اداره می ‏شود؟، با قوانین اسلام، قوانین اسلام را که می ‏داند؟، پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه. بعد از ائمه، کارشناس دینى. اگر بیمارستان را خواستند با قوانین پزشکى اداره کنند نمی ‏آیند مهندس را رئیس بیمارستان بگذارند اگر ساختمانى را از نظر مهندسى پى‏ریزى کنند یک جامعه شناس را مهندس ناظر ساختمان نمی گذارند
ابا عبداللّه ‏علیه ‏السلام نامه‏اى نوشت به مردم کوفه «وَلَعُمْرِى مَا الْاِمامُ اِلَّا الْحاکِمُ بِالْکِتاب؛ (4) به جانم قسم! امام کسى است که براساس قرآن حکم کند.‌» قرآن‏شناس، اهل بیت‏علیهم‏السلام هستند.
4- انگیزه شخصى است. گفتند امام ‏علیه ‏السلام خروج کرده از مسیر. به تعبیر آنها خارج شده. ابا عبد اللّه‏ علیه‏ السلام باید به مردم دنیا بگوید من چه کسى هستم؟ چرا روز عاشورا خطبه خوانده؟ چرا محاجّه کرده؟ گاهى می ‏گفت بروید از اصحاب بپرسید از ابا سعید، از جابر، من کى هستم، گاهى می ‏فرمود: «بِمَ تَسْتَحِلُونَ دَمِى؛ (5) چرا خون مرا می ‏ریزید.‌» گاهى می ‏فرمود: «هَلْ اِبْنُ النَّبِىّ غَیرِى فِى الْاَرضِ؛ (6) آیا در روى این کره زمین پسر پیامبرى غیر از من هست؟» چرا آنقدر تأکید می کند؟ این انگیزه شخصى است که خود او را بشناسند، طرف نیاید یک انگ و یک برداشت و تحلیلى از حادثه و حضور امام حسین‏ علیه‏ السلام داشته باشد که منجر به آن برداشتهاى نادرست بنى‏امیه شود. آنها دلشان می ‏خواست همانجا دیگر قضیه کربلا بسته شود، چیزى از اینجا بیرون نرود؛ ولى ابا عبد الله‏ علیه‏ السلام باید حداقل خودش را معرفى می ‏کرد.
یکى از دوستان اهل خبر می ‏گفت: «در ایتالیا بودم، عربهاى زیادى از لبنان و عراق می آمدند، کسى را که باشگاه را از او اجاره کرده بودیم، یک مسیحى بود، ده شب مراسم، را تماشا می ‏کرد. شب دهم بعد از سخنرانى و عزادارى به واعظ گفت: «چه خبر است در این باشگاه؟ من اینجا را براى جشنها می دهم.
براى میتینگها و ملاقاتها چیده شده است. ده شب است مردم می ‏نشیند و عزادارى می ‏کنند. چى می ‏گویى که گریه می کنند؟ چرا آنقدر اشک می ‏ریزند و به سر و صورت می ‏زنند؟ واعظ گفت: نبى ما، رسول خدا دخترى داشت به نام فاطمه که تنها یادگارش بود و دو تا پسر که پیامبر، آنها را روى زانوهایش می ‏نشاند. صورت آنها را می ‏بوسید. لبهایشان را می ‏بوسید. آنها را نوازش می ‏کرد و به آنها احترام و محبت داشت. پیامبر، از دنیا رفت. حرمت دختر او را نگه نداشتند. او را کشتند. امام حسن‏ علیه ‏السلام هم شهید شد. امام حسین را در کربلا محاصره کردند آب را به رویش بستند. شش ماهه‏اش را جلوى رویش کشتند. جوان او را جلوى چشم او قطعه قطعه کردند. بدنش را سم اسب دوانیدند و زن و بچه‏اش را چهل منزل در شهرها دوانیدند.
نزدیک دو ساعت مقتل را براى او گفتم، آنقدر آن آقاى مسیحى گریه کرد، خانمش گفت من سى سال است با او زندگى می کنم، گریه کردن او را ندیده بودم، گفتم از حسین است گفتم حسین قتیل العبرات است. از ابا عبدالله گفتم، حسین که گاهى پیامبر او را روى سینه می ‏گذاشت لبهایش را روى لبهاى او می ‏گذاشت؛ ولى یزید با او چه کرد. یزید چکار دارى با حسین من!
وَسَیعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَىَّ مُنْقَلَبٍ ینْقَلِبُون.
خدایا به حق مظلومیت آقا ابا عبداللّه الحسین‏ علیه‏ السلام تعجیل در ظهور مولایمان، صاحب الزمان بفرما.

سخنرانی حجت الاسلام رفیعی (با تلخیص)

-----------------------------------------------
پی‌نوشت‌ها‌:
1) بحار الانوار، ج 33، باب 1، باب بیعة امیر المؤمنین ‏علیه‏ السلام.
2) نهج البلاغه، خ 207.
3) التهذیب، ج 6، ص 113.
4) بحار الانوار، ج 44، ص 334.
5) بحار الانوار، ج 44، ص 316.
6) همان، ص 339.
آخرین ویرایش
در 1397/6/21 09:50

مطالب پربازدید را ببینید
و یا به فهرست بازگردید.

بازگشت به ابتدای صفحه

تلفن
نشانی
021-88998600
تهران، خیابان انقلاب، خیابان قدس، نبش خیابان قدس و ایتالیا، پلاک 98
پیامک
30001366