بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)

هم‌اکنون 389 نفر با این مجموعه مرتبط هستند.

اشکهای روان «ذکر مصائب عاشورا» - شب پنجم: «مدافع عمو» عبدالله بن حسن علیه السلام

در حالی که سپاه کوفه امام حسین علیه السلام را محاصره کرده بود، عبدالله بن الحسن که هنوز به حدّ بلوغ نرسیده بود، خود را شتابان به عمو رساند.
در حالی که سپاه کوفه امام حسین علیه السلام را محاصره کرده بود، عبدالله بن الحسن که هنوز به حدّ بلوغ نرسیده بود، خود را شتابان به عمو رساند. زینب کبری سلام الله علیها هرچه تلاش کرد که او را از این عمل باز دارد؛ نتوانست. او می‌گفت: به خدا قسم! از عمویم هرگز جدا نمی‌گردم. در این هنگام «بحر بن کعب» ملعون ـ و بعضی گفته‌اند که «حرملة بن کامل» ملعون ـ با شمشیر به امام حسین علیه السلام حمله کرد. عبدالله فریاد زد: ای پسر زن بدکاره! می‌خواهی عمویم را بکشی؟ او شمشیر خود را به طرف آن کودک فرود آورد. عبدالله دست خود را سپر قرار داد و شمشیر، دست او را قطع کرد و آن را به پوست آویزان ساخت. پس عبدالله فریاد می‌زد: ای مادر!۱

امام علیه السلام آن کودک را در آغوش کشید و گفت: ای پسر برادر! در این سختی شکیبا باش و از خدای خود چشم نیکی امید دار تا تو را به پدران نیکوکارت ملحق کند!
در این هنگام حرملة ملعون تیری به او زد و در حالی که در دامان امام قرار داشت، به شهادت رسید.۲

ادامه دارد...

سید جواد حسینی، مجله مبلغان،شماره 195
-------------------------------------------------
۱. اللهوف، ص۵۱.
۲. همان.
آخرین ویرایش
در 1397/6/23 20:01

مطالب پربازدید را ببینید
و یا به فهرست بازگردید.

بازگشت به ابتدای صفحه

تلفن
نشانی
021-88998600
تهران، خیابان انقلاب، خیابان قدس، نبش خیابان قدس و ایتالیا، پلاک 98
پیامک
30001366