بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)

هم‌اکنون 430 نفر با این مجموعه مرتبط هستند.

اشکهای روان «ذکر مصائب عاشورا» - شب نهم: «دستهای قلم شده» ابو الفضل العباس علیه السلام

بعد از شهادت حضرت علی‌اکبر علیه السلام، حضرت عباس علیه السلام نزد برادر آمد و عرض کرد: ای برادر! آیا رخصت [جهاد] به من می‌دهی.»
امام حسین علیه السلام دست به گردن عباس انداخت. عاطفة هر دو برادر به اوج رسید.
بعد از شهادت حضرت علی‌اکبر علیه السلام، حضرت عباس علیه السلام نزد برادر آمد و عرض کرد: «یَا اَخِی هَل مِن رُخصَةٍ؛ 1 ای برادر! آیا رخصت [جهاد] به من می‌دهی.»
امام حسین علیه السلام دست به گردن عباس انداخت. عاطفة هر دو برادر به اوج رسید. هر دو، مخصوصاً امام حسین علیه السلام بلند بلند گریه کرد و فرمود: «یَا اَخِی اَنتَ صَاحِبُ لِوَائِی وَ اِذَا مَضِیتَ تَفَرَّقَ عَسکَرِی؛ 2 برادرم! تو صاحب پرچم من و علمدارم هستی. هنگامی که شهید شوی، لشکر من متفرّق خواهد شد.»
عباس علیه السلام خیلی اصرار کرد که اجازة مبارزه بگیرد؛ ولی حضرت قبول نکرد.
سرانجام امام علیه السلام فرمود: «فَاطلُب لِهَؤُلَاءِ الاَطفَالِ قَلِیلاً مِنَ المَاءِ؛ مقدار کمی آب برای این کودکان بیار.»
عباس علیه السلام قبول کرد و روانة شطّ فرات شد. چهار هزار نفر نگهبان آب فرات بودند. همه را پراکنده کرد و تعدادی را از پا درآورد. آنگاه کنار آب رفت و مشک را پر کرد. خواست مشتی از آب بنوشد که: «ذَکَرَ عَطَشَ الحُسَین وَ اَهلَ بَیتِهِ؛ به یاد تشنگی حسین علیه السلام و اهل بیت او افتاد.» با لب تشنه به سوی خیمه‌گاه روان گشت.
عمر سعد دستور داد که سر راه عباس را به هر قیمتی بگیرند و از هر طرف او را محاصره کنند و نگذارند آب به خیمه‌ها برساند تا جوانان هاشمی توان نیابند.
«نوفل بن ازرق» دست راست او را قطع کرد. مشک را به دست چپ گرفت، فریاد کشید:

وَ اللهِ اِن قَطَعتُمُ یَمِینِی
اِنِّی اُحَامِی اَبَداً عَن دِینِی
«به خدا قسم! اگر دست راستم را قطع کنید، من از دین خویش پیوسته حمایت می‌کنم.»
پس از آن نوفل دست چپ حضرت را نیز قطع کرد. مشک را به دندان گرفت.3

«فَجَاءَهُ سَهمٌ فَاَصَابَ القِربَةَ وَ اُرِقَ مَاءَهَا؛ 4 ناگاه تیری (به طرف آن شجاع مرد آمد و) به مشک آب اصابت نمود و آب روی زمین ریخت.»

تیر دیگری آمد و به چشم حضرت اصابت کرد. در کتاب «قصّه کربلا» می‌خوانیم: «بعضی گفته‌اند: تیر بر چشم حضرت نشست و برخی نوشته‌اند که عمود آهنین بر فرق مبارکش زدند که از اسب بر زمین افتاد.» 5
بعضی نوشته‌اند: «ثُمَّ جَاءَ سَهمٌ آخَر فَاَصَابَ صَدرُهُ فَانقَلَبَ عَن فَرَسِهِ وَ صَاحَ اِلَی اَخِیهِ الحُسَینِ اَدرِکنِی؛6 سپس تیر دیگری آمد و بر سینة مبارکش جای گرفت! پس از بالای اسب خود بر زمین افتاد و فریاد زد: ای برادر! مرا دریاب.» به راستی بسیار سخت است که انسان بدون دست و با فرق شکافته و سینة تیر خورده، با صورت به زمین بیفتد.
شهادت حضرت عباس علیه السلام بر ابی‌عبدالله علیه السلام سخت تأثیر گذاشت، لذا در روایت آمده است: «لَمَّا قُتِلَ العَبَّاس بالغَ الاِنکسارُ عَلَی وَجهِهِ؛ 7 وقتی که عباس علیه السلام به شهادت رسید، شکستگی در چهرة حسین علیه السلام آشکار شد.» خود آن حضرت نیز در کنار بدن برادر فرمود: «اَلآنَ اِنکَسَرَ ظَهرِی وَ قَلَّت حِیلَتِی؛ 8 الآن پشتم شکست و راه چاره‌ام قلیل و اندک شد.»

ادامه دارد...

سید جواد حسینی، مجله مبلغان،شماره 195
-------------------------------------------------
1 . بحار الانوار، ج‏45، ص‏41.
2 . قصّه کربلا، ص‏348؛ بحار الانوار، ج‏45، ص‏41.
3 . بحار الانوار، ج‏45، ص‏40.
4 . همان، ج‏45، ص‏41.
5 . قصّه کربلا، ص350.
6 . بحار الانوار، ج‏45، ص‏42.
7 . ذریعة النجاة، ص‏125.
8 . بحار الانوار، ج‏45، ص‏42.
آخرین ویرایش
در 1397/6/27 12:00

مطالب پربازدید را ببینید
و یا به فهرست بازگردید.

بازگشت به ابتدای صفحه

تلفن
نشانی
021-88998600
تهران، خیابان انقلاب، خیابان قدس، نبش خیابان قدس و ایتالیا، پلاک 98
پیامک
30001366