بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)

هم‌اکنون 403 نفر با این مجموعه مرتبط هستند.

اسوه‏ هاى ماندگار کربلا (4) - هانی بن عروه مرادی و حرّ بن یزید ریاحی

هانی از اصحاب رسول خداصلی الله علیه وآله و بزرگ قبیله مرادی بود و در سه جنگ مهم روزگار خلافت حضرت علی علیه السلام حضور یافت.
حرّ از اشراف و بزرگ زادگان عراق در جاهلیت و اسلام و اولین شهید از اصحاب امام حسین علیه السلام بود.
هانی بن عروه مرادی
از اصحاب رسول خداصلی الله علیه وآله بود و در سه جنگ مهم روزگار خلافت حضرت علی علیه السلام حضور یافت. او بزرگ قبیله مرادی بود و چهار هزار مسلّح و هشت هزار پیاده تحت أمر او بودند. (1)
مسلم در خانه هانی مأوی گرفت و قضیه توسط جاسوسان آشکار شد. ابن زیاد هانی را دستگیر و تحت شکنجه قرار داد، در حالی که نود سال از عمرش می‌گذشت. در روز هشتم ذی حجّه سال شصتم، همان روزی که مسلم را شهید کردند او را هم به شهادت رساندند و سرش را جدا کردند و پیکرش را بر دار زدند و به همراه سر مسلم برای یزید فرستادند.
پیکر هانی چند روز بر زمین ماند، سپس همسر میثم تمّار در نیمه شب آن را کنار مسجد اعظم کوفه برده و دفن کرد.
امام حسین علیه السلام چون از شهادت مسلم و هانی خبر یافت، سخت گریست؛ گریستنی شدید، (2) و چند بار این آیه را تکرار فرمود: «إنَّا لِلَّهِ وَإنَّا إِلَیهِ راجِعُونَ‌» (3) . رحمت خدا بر آن دو باد.

حرّ بن یزید ریاحی
از اشراف و بزرگ زادگان عراق در جاهلیت و اسلام و اولین شهید از اصحاب امام حسین علیه السلام بود.
از طرف ابن زیاد به فرماندهی هزار سوار منصوب گشت و برای مقابله با امام علیه السلام از کوفه خارج شد.
هنگام ظهر در مقابل لشکر امام قرار گرفت و نماز جماعت را به امام اقتدا کرد.
مژده بهشت
او می‌گوید: وقتی از دار الاماره خارج شدم این صدا را شنیدم «اَبْشِرْ یا حُرُّ بِالْجَنَّةِ؛ ‌ای حرّ، مژده باد تو را به بهشت.»
با توجه به مأموریتش انتظار چنین مژده‌ای را نداشت و با تعجب با خود گفت: «وَ اللّهِ ما هذِهِ بِشَارَةٌ وَ اَنَا أَسِیرُ اِلی حَرْبِ الحُسَینِ علیه السلام؛ به خدا که این مژده و بشارت نیست. چگونه کسی که به جنگ حسین علیه السلام می‌رود لایق بشارت [بهشت و سعادت] می‌شود!»
روز عاشورا که حرّ برای توبه نزد امام رفت داستانش را عرض کرد و گفت: تا این لحظه فکر نمی‌کردم که بالاخره به یاران تو خواهم پیوست و به چنین سعادتی نائل خواهم شد.
اولین برخورد حرّ با امام علیه السلام
امام وقتی هنگام ظهر تشنگی لشکریان حّر را دید، دستور داد به آنان آب بدهند؛ حتّی روی اسبان آنها نیز آب بپاشند.
«علی بن طحّان مَحاربی‌» گوید: من در لشکر حرّ بودم و پس از همه رسیدم و بسیار هم تشنه بودم، امام علیه السلام با دست خود مرا سیراب کرد.
برخوردهای حرّ با امام علیه السلام
1. اقتدا به امام هنگام نماز ظهر.
2. طبق دستور، حر امام را سایه به سایه تعقیب کرد و از هر گونه حرکت باز داشت. امام خطاب به او فرمود: «ثَکَلَتْکَ اُمُّکَ، ما تُریدُ؛ مادرت به عزایت بنشیند، از ما چه می‌خواهی؟»
حرّ در پاسخ گفت: اگر کسی از عرب جز تو در چنین حالی که تو در آن هستی، این سخن را به من می‌گفت، من نیز نام مادرش را می‌بردم. ولی به خدا من نمی‌توانم نام مادر تو را جز به بهترین راه و کلماتی که توانایی دارم ببرم.‌» (4)
3. حرّ گفت: من دستور جنگ ندارم. حالا که از رفتن به کوفه خودداری می‌کنی باید راهی انتخاب کنی که نه به کوفه باشد و نه به مدینه. و او به ابن زیاد نامه نوشت و کسب تکلیف کرد.
از خدا می‌خواست که او را از جنگیدن با حسین علیه السلام مصون بدارد. هنگامی که حضرت و لشکرش به نینوا رسیدند، یک نفر پیام ابن زیاد را آورد مبنی بر اینک حرّ از امام جدا نشود.
مرحوم ممقانی می‌نویسد: حرّ یکی از اصحاب حسین بود که عاقبت زندگی خود را با سعادت و شهادت ختم نمود. او مصداق بارز این کلام رسول خداصلی الله علیه وآله است: «تَفکُّرُ ساعَةٍ خَیرٌ مِنْ عِبَادةِ سَبْعِینَ سَنَةٍ؛ یک ساعت اندیشه بهتر از هفتاد سال عبادت است.» (5)
مرقد شریف حر در سمت غربی شهر کربلا در فاصله حدود هفت کیلومتری آن واقع است.

سید حامد شهری و علی شاهرخی مبلغان ش 75

پی نوشت
------------------------------------------
1) مروج الذهب، ج 3، ص 59.
2) الفتوح، ص 865.
3) ابصار العین، ص 142.
4) بحارالانوار، ج 44، ص 377.
5) تنقیح المقال، ج 1، ص 260.
آخرین ویرایش
در 1397/6/27 12:19

مطالب پربازدید را ببینید
و یا به فهرست بازگردید.

بازگشت به ابتدای صفحه

تلفن
نشانی
021-88998600
تهران، خیابان انقلاب، خیابان قدس، نبش خیابان قدس و ایتالیا، پلاک 98
پیامک
30001366