بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)

هم‌اکنون 430 نفر با این مجموعه مرتبط هستند.

اهداف قیام عاشورا (1)

بیش از سیزده قرن از قیام عاشوراى حسینى می ‏گذرد و صدها کتاب و هزاران مقاله و میلیونها سخنرانى در این‏باره انجام گرفته است؛ ولى همچنان مسائل آن تازه است و ناگفته ‏هایى در آن وجود دارد.
بیش از سیزده قرن از قیام عاشوراى حسینى می ‏گذرد و صدها کتاب و هزاران مقاله و میلیونها سخنرانى در این‏باره انجام گرفته است؛ ولى همچنان مسائل آن تازه است و ناگفته ‏هایى در آن وجود دارد.
از این جهت لازم است که با اهداف مقدس قیام حسینی آشنا شویم
یک ). احیاى اسلام
پس از رحلت پیامبر اکرم‏‌صلی‌الله‌علیه‌وآله وضعیتى در جامعه پیش آمد که هم دستورهاى دینى در جامعه کمرنگ شد و هم جامعه، حیات معنوى خویش را از دست داد. اینجاست که مؤمنان زنده و رهبران الهى، احساس وظیفه می ‏کنند که براى تجدید حیات معنوى مردم باید آموزه‏هاى دین را در جامعه زنده کنند.
در زمان معاویه تا حدّى برخى ظواهر اسلامی مراعات می ‏شد؛ از اینرو امام حسین‌علیه‌السلام در پاسخ نامه جمعى از مردم کوفه فرمود: «اکنون حرکتى انجام ندهید، و از آشکار شدن، دورى کنید و خواسته خویش را پنهان کنید و از حرکات شک برانگیز - تا زمانى که فرزند هند، معاویه زنده است - پرهیز کنید. اگر او مرد و من زنده بودم تصمیم خود را به شما اعلام خواهم کرد.» (1)
وقتى یزید روى کار آمد، آن حضرت فرمود: «وَعَلَى الْاِسْلامِ اَلسَّلامُ اِذْ قَدْ بُلِیتِ الْاُمَّةُ بِراعٍ مِثْلَ یزِیدَ؛ (2) زمانى که امّت اسلامی گرفتار زمامدارى مثل یزید شود، باید با اسلام خداحافظی کرد.»
امام حسین‌علیه‌السلام در نامه ‏اى به جمعى از بزرگان بصره به صراحت اعلام کرد: من شما را به کتاب خدا و سنّت پیامبرش فرا می خوانم؛ چرا که سنّت پیامبر از بین رفته و بدعت (در دین) زنده شده است. اگر سخنانم را بشنوید و فرمانم را اطاعت کنید، شما را به راه راست هدایت می ‏کنم.» (3)
حضرت در نامه‏ها و ملاقاتها بر این هدف تأکید داشت؛ براى نمونه، در نامه آن حضرت به جمعى از کوفیان، چنین می ‏خوانیم:
#این نامه ‏اى است از حسین بن على به سوى سلیمان بن صُرَد خزاعى و مسیب بن نجبه و رفاعة بن شدّاد و عبد اللّه بن وال و جماعت مؤمنان: امّا شما می ‏دانید که رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله در حیاتش فرمود: کسى که ببیند سلطان (ستمکارى)، حرام (خدا) را حلال می‌داند یا عهد خدا را ترک می‌کند و با سنّت رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله مخالفت می‌کند و با بندگان خدا با گناهکارى و دشمنى رفتار کند، سپس در گفتار و عمل بر ضدّ آن سلطان از خود غیرت نشان ندهد، سزاوار است بر خدا که او را در جایگاه ستمگر (یعنى جهنم) وارد کند.»
شما می ‏دانید که این جماعت، ملازم طاعت شیطان شدند و از طاعت (خداى) رحمان روى گرداندند و فساد (و گناه) را آشکار ساختند و (اجراى) حدود الهى را تعطیل و مال مسلمین را به خود اختصاص دادند و حرام خداى را حلال و حلال را حرام شمردند و من (امروز) بر این امر به سبب پیوندى که به رسول خدا دارم از هر کس سزاوارترم.» (4)
این جملات صراحت دارد که پیامبر دستور داده است که باید علیه سلطان ستمگر قیام کرد و خود حضرت نیز آشکارا، یزید را جائر و ستمگر می ‏داند.
# در مسیر راه کربلا، حضرت با «فرزدق» برخورد کرد و اعلام کرد که هدف من از قیام، یارى دین و از بین بردن بدعتهاست:
اى فرزدق! اینان گروهی ‏اند که پیروى شیطان را پذیرفتند و اطاعت خداى رحمان را رها کردند و در زمین، فساد را آشکار ساختند و حدود الهى را از بین بردند، باده‏ها نوشیدند و داراییهاى فقیران و بیچارگان را ویژه خود ساختند و من از هر کس به یارى دین خدا و سربلندى آیینش و جهاد در راهش سزاوارترم تا آیین خدا پیروز و برتر باشد.» (5)
حضرت در این جملات به صراحت می ‏فرماید که من براى یارى دین و سربلندى شریعت، براى قیام تصمیم گرفته‏ام.
# آن بزرگوار در مسیر راه کربلا در جمع لشکریان چنین فرمود: آیا نمی ‏بینید به حق عمل نمی ‏شود و از باطل جلوگیرى نمی ‏شود، در چنین شرایطى بر مؤمن لازم است راغب دیدار پروردگارش باشد.» (6)
امام خمینى‏ قدس سره در این‏باره می ‏فرماید: «اسلام، آن‏قدر عزیز است که فرزندان پیغمبر، جان خودشان را فداى اسلام کردند. حضرت سید الشهداء با آن جوانها، با آن اصحاب براى اسلام جنگیدند و جان دادند و اسلام را احیا کردند.» (7)
از مجموع آنچه گفته شد به‏ خوبى به دست می آید که از مهم‏ترین و اساسی ‏ترین اهداف قیام آن حضرت، زنده کردن اسلام بوده است.
دو ) . اصلاح امّت
یکى از مهم‏ترین اهداف قیام حسینى، اصلاح امّت بوده است . حضرت ابا عبد الله‌علیه‌السلام در وصیت‏نامه به برادرش محمّد حنفیه چنین فرمود: «وَاِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاِصْلاَحِ فِى اُمَّةِ جَدِّى؛ (8) من تنها به انگیزه اصلاح در امّت جدّم به پاخاستم.»
اکنون باید دید چرا جامعه دچار فساد شده بود؟
1- حاکمیت یزید و بنى امیه منشأ این فساد بود؛ چنان‏که خود حضرت نیز به این امر اشاره دارد؛ آنجا که فرمود: «فاتحه اسلام را باید خواند هنگامى که امّت به حاکمى مثل یزید گرفتار شود.» (9)
2- بی ‏مسئولیتی، مصلحت‏طلبى و منفعت‏خواهی نخبگان جامعه و عدم پایبندى آنان به ارزشهاى دینى و رسالت انسانى، عامل فساد و بحران فرهنگى و معنوى جامعه آن روز شده است که خود حضرت امام حسین‏‌علیه‌السلام به این عامل نیز اشاره می ‏فرماید. در روزهاى پایانى حکومت معاویه، امام در جمع نخبگان اصحاب و تابعین رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله خطبه‏اى روشنگرانه در منا ایراد می کند و در آن به شدت از بی ‏توجهى نخبگان به وظایف دینى و اجتماعى خود انتقاد می ‏کند. در قسمتى از این خطبه می ‏خوانیم:
«اگر شما بر آنها بردبار باشید و در راه خدا پایدارى کنید، زمام امور خدا به شما باز می ‏گردد و از سوى شما اجرا می شود و در کارهاى حکومت به شما رجوع می ‏شود؛ ولى شما ستمگران را در مقام خویش جاى دادید و امور حکومت خدا را به آنان واگذاردید و حال آنکه آنها به شبهه کار می کنند و به سوى شهوت ها پیش می روند.
آنان را این چنین مسلط کرده‏اید، براى اینکه از مرگ فرار و در دنیا خوشگذرانى کنید؟! (آن هم در) دنیایى که از شما جدا خواهد شد! ناتوان را در چنگ آنها انداختید تا برخى را برده و مقهور خویش سازند و گروهى را براى لقمه نانى مغلوب کنند، مملکت و نظام را بر طبق اندیشه و رأى خود زیر و رو کنند و رسوایى و هوسرانى را بر خویش هموار سازند... پس همه سرزمینها زیر پاى آنان و دستشان در برابر آنان باز است و مردم هم در اختیار ایشان‏اند و قدرت دفاع از خود در مقابل پتکى که بر سر آنها فرو می ‏کوبند ندارند.» (10)
آن حضرت، با صراحت اعلام کرد که براى اصلاح امّت قیام کرده‏ام: خداوندا! تو می ‏دانی که آنچه از ما [از قیام و تلاش] صورت گرفت به سبب رقابت در امر زمامدارى و یا به چنگ آوردن ثروت و مال نبود؛ بلکه هدف ما آن است که نشانه ‏هاى دین تو را آشکار سازیم و اصلاح و درستى را در همۀ بلاد تو برملا ‏کنیم تا بندگان مظلومت آسوده باشند و به فرایض و سنّتها و احکامت عمل شود.» (11)
سه ) . امر به معروف و نهى از منکر
اشاره شد که نخستین هدف قیام حضرت، احیاى اسلام و هدف دیگر، اصلاح جامعه بود. این دو در جامعه تحقق نمی ‏یابد؛ مگر عامل سوّمی وارد صحنه شود و آن امر به معروف و نهی از منکر است. در واقع، این عامل، ضامن بقاى اسلام است که در قیام حسینى، جایگاهى خاص و ویژه دارد
یکى از آیات قرآن، سبب هلاکت و انقراض اقوام پیشین را بی ‏توجهى به امر به معروف و نهى از منکر می ‏داند. (12)
و راز آنکه حضرت داوود و عیسی ‏علیهماالسلام‌گروهى از بنی اسرائیل را لعن کردند، در این می ‏داند که ایشان، یکدیگر را نهى از منکر نمی ‏کردند. (13)
قرآن، راز برترى امّت اسلامى را اجراى این اصل می ‏داند؛ آنجا که می ‏فرماید: «کُنتُمْ خَیرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ»؛ (14) «شما بهترین امّتی بودید که به سود انسانها آفریده شدید؛ [چه اینکه‏] امر به معروف و نهى از منکر می ‏کنید و به خدا ایمان دارید.»
در روایات، تعبیرهای کلیدی از این دو اصل مهم شده است. حضرت باقر‌علیه‌السلام فرمود: به راستی امر به معروف و نهى از منکر، فریضه بزرگ (الهى) است که با آنها بقیه فرایض برپا می ‏شوند و راهها امن می ‏شود و کسب و کار مردم، حلال، و حقوق افراد تأمین می ‏شود. در سایه آن، زمین آباد و از دشمنان انتقام گرفته می شود و همه کارها رو به راه می ‏شوند.» (15)
امیر مؤمنان، علی ‏‌علیه‌السلام در باره نقش کلیدى امر به معروف می ‏فرماید: قوام شریعت بر پایه امر به معروف و نهى از منکر و اقامه حدود الهى استوار است.» (16)
چهار ) . مقاومت در برابر بیعت با یزید
#. آن بزرگوار در پی اصرار مروان بن حکم براى بیعت با یزید، با قاطعیت فرمود: هنگامی که امّت اسلامى به زمامدارى مثل یزید گرفتار آید، باید فاتحه اسلام را خواند! من از جدّم رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله شنیدم که می ‏فرمود: خلافت بر خاندان ابو سفیان حرام است.» (17)
#. همچنین به والى مدینه فرمود: ما از خاندان نبوت و معدن رسالت و محلّ رفت و آمد فرشتگان هستیم...؛ در حالى که یزید، مردى فاسق، میگسار و قاتل بی‌گناهان است و آشکارا، مرتکب فسق و فجور می شود؛ [از اینرو] مانند من [هرگز] با مثل او بیعت نمی ‏کند.» (18)
#. آن حضرت، در پاسخ برادرش محمّد حنفیه فرمود: برادرم به خدا سوگند! اگر در هیچ نقطه‏اى از دنیا پناهگاه و جاى امنى نباشد، با یزید بن معاویه بیعت نمی ‏کنم.» (19)
#. در جواب عبد اللّه بن زبیر هم فرمود: «اِنِّی لاَ اُبَایعُ لَهُ اَبَداً؛ هرگز با یزید بیعت نمی ‏کنم.» (20)

سید جواد حسینی ش 123

پی نوشت
------------------------------------------
(1). انساب الاشراف، ج 3، ص 366.
(2). بحار الانوار ، ج 44، ص 326
(3). بحار الانوار، همان، ص 34
(4). بحار الانوار، ج 44، ص381
(5). بحار الانوار، ج 44، ص 381
(6). همان.
(7). صحيفه نور، ج 8، ص 151، سخنرانى 24/3/58.
(8). بحار الانوار، ج 44، ص 329
(9). بحار الانوار، ج 44، ص 326
(10). درس‏نامه سيره و تاريخ امامان‏علیهم‌السلام، جمعى از مؤلفان، انتشاراتى زراره، اوّل، ص 116.
(11). بحار الانوار، ج 97، ص 79.
(12). هود/116.
(13). مائده/79.
(14). آل عمران/110.
(15). وسائل الشيعة، ج 11، ص 315، ح 6.
(16). بحار الانوار، ج 44، ص 328
(17). بحار الانوار، ج 1، ص 184 و لهوف، ص 99.
(18). بحار الانوار، ج 44، ص 325
(19). بحار الانوار، ج 44، ص 329
(20). مقتل الحسين، خوارزمي ، ج 1، ص 182.
آخرین ویرایش
در 1397/6/27 12:15

مطالب پربازدید را ببینید
و یا به فهرست بازگردید.

بازگشت به ابتدای صفحه

تلفن
نشانی
021-88998600
تهران، خیابان انقلاب، خیابان قدس، نبش خیابان قدس و ایتالیا، پلاک 98
پیامک
30001366