بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)

هم‌اکنون 403 نفر با این مجموعه مرتبط هستند.

اسوه‏ هاى ماندگار کربلا (5) - حبیب بن مظاهر و زُهَیر بنِ قین بَجَلی

حبیب بن مَظاهر - یا مُظهرَّ - از بزرگان اصحاب حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله و امیر المؤمنین و امام حسن و امام حسین علیهم السلام بود
زُهَیر بنِ قین بَجَلی - از بزرگان و دلیران کوفه و رئیس قبیله «بجلی‌» بود. در آغاز از هواداران عثمان و دشمن امام بود و می‌کوشید با امام روبه رو نشود؛ اما...
حبیب بن مظاهر اسدی، اسوه وفاداری
حبیب بن مَظاهر - یا مُظهرَّ - از بزرگان اصحاب حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله و امیر المؤمنین و امام حسن و امام حسین علیهم السلام بود و از جمله افرادی بود که امام را به کوفه دعوت کرد و نامه نوشته بود. بعد از اینکه ابن زیاد بر اوضاع کوفه مسلط شد و مسلم و هانی را به شهادت رساند، به همراه مسلم بن عوسجه، مخفیانه کوفه را ترک کرد و در شب هفتم یا هشتم محرم به لشکر امام علیه السلام ملحق شدند. نقل شده، حبیب یک مرد صاحب جمال و کمال و حافظ کلّ قرآن بود. (1)
وقتی خیمه امام را در کربلا برپا کردند، خیمه امام مشرف به میدان و قتلگاه بود و اکثراً حراست و نگهبانی خیمه امام توسط حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه انجام می‌شد.
حبیب از قبیله‌اش (بنی اسد) که در نزدیکی کربلا زندگی می‌کردند برای یاری امام یاری طلبید. حدود 90 نفر روانه شدند که موضوع برملا شد و آن نود نفر به دستور عمر سعد به قبیله خود بازگردانده شدند.
روز عاشورا، امام بعد از نماز صبح لشکر خویش را آرایش داد و فرماندهی سمت چپ (مَیسَره) لشکر را به حبیب و سمت راست را به زُهَیر عطا کرد.
او در میدان جنگ با آنکه پیرمرد بود، 62 نفر را کشت تا اینکه با نیزه او را هدف قرار دادند و حبیب با صورت به زمین افتاد و حصین بن نمیر با شمشیر به سر مبارکش زد و او را به شهادت رساند.
امام در شهادت حبیب بسیار ناراحت شد و خطاب به او فرمود: «عِند اللّهِ اَحْتَسِبُ نَفْسِی وحُماةَ أصْحابِی؛ جان نثاری خود و یاران حامی و مدافعم را به حساب خدا می‌گذارم.‌» (2)
زُهَیر بنِ قین بَجَلی، اسوه اراده و تصمیم
از بزرگان و دلیران کوفه و رئیس قبیله «بجلی‌» بود. در آغاز از هواداران عثمان و دشمن امام بود و می‌کوشید با امام روبه رو نشود؛ اما در سال 60 هجری هنگام مراجعت از سفر حج در راه عراق با کاروان امام علیه السلام برخورد کرد که با تشویق همسرش دُلْهم دعوت امام را اجابت کرد و به خیمه امام رفت. پس از اندکی با چهره‌ای شادمان بازگشت و دستور داد خیمه‌اش را کنار خیمه امام علیه السلام منتقل کنند.
سید بن طاووس می‌گوید: زهیر هنگام مراجعت از پیش امام به همسرش گفت: تو را طلاق دادم. به نزد خانواده ات برگرد. من می‌خواهم در خدمت حسین علیه السلام باشم و در راه او به شهادت برسم. (3)
زهیر چنان اطمینان امام را جلب کرد که حضرت در روز عاشورا فرماندهی سمت راست لشکرش را به او محول کرد. هنگام نماز ظهر عاشورا به دستور امام سینه‌اش را سپر تیرهای دشمن کرد تا امام و لشکریان نماز جماعت برپا دارند. او در مقام یقین و شناخت حق و اطاعت از امام به درجه‌ای رسید که حتی شخص امام حسین علیه السلام را هم تسلیت و دلگرمی داده گفت: از آنچه پیش آمده است نگران نباش که جای نگرانی و تأسف نیست. (4)
در شب عاشورا که امام بیعتش را از گردن تمام افراد برداشت، او در آن شب خیلی ناراحت شد و خطاب به امام گفت: به خدا سوگند دوست دارم کشته شوم، سپس زنده شوم و دوباره تا هزار بار و خدای عزّوجلّ بوسیله من مرگ را از تو و از این جوانان هاشمی دفع کند. (5)
زهیر پس از به هلاکت رساندن 120 نفر از دشمنان، مجروح و در زمین کربلا به خون خود آغشته گشت و شربت شهادت و سعادت نوشید.
عبداللّه بن حسن علیهما السلام
مادر او رمله دختر شلیل بن عبداللّه بجلی است. (6)
در روز عاشورا 11 ساله بود. (7) این کودک را امام حسین علیه السلام به بانوان حرم سپرده بود تا در خیمه‌ها از او نگهداری کنند.
هنگامی که امام حسین علیه السلام تنها به میدان رفت و هیچگونه یار و یاوری نداشت به سوی امام آمد تا به عموی خود کمک کند و در آن هنگام، بحر بن کعب با شمشیر به سوی امام حسین علیه السلام حمله ور شد. عبداللّه گفت: می‌خواهی عمویم را بکشی؟! و دست کوچکش را برای عمو سپر قرار داد. آن بی رحم شمشیر را فرود آورد و دست کوچک عبداللّه را دو نیمه کرد و به پوستی آویزان گردید. عبداللّه صدا زد: «یا عمّاه یا اَبتاه!؛‌ای عمو جان و‌ای بابا [ببین دستم را بریدند.] «
بعضی نقل کرده اند وقتی که دست عبداللّه قطع شد، متوجّه خیمه گردید، صدا زد: «یا اُمَّاه! قد قَطَعُوا یدی؛ مادر جان دستم را بریدند.‌» [معلوم می‌شود مادرش رمله در کربلا بوده است] .
مادرش از خیمه بیرون آمد و صدا زد:‌ای وای فرزندم،‌ای وای نور چشمانم. (8)

سید حامد شهری و علی شاهرخی مبلغان ش 75

پی نوشت
------------------------------------------
1) اعیان الشیعه، ج 4، ص 554.
2) ناسخ التواریخ، امام حسین علیه السلام، ج 2، ص 286؛ چهره‌ها در حماسه کربلا، ص 114.
3) لهوف، ص 73.
4) بررسی تاریخ عاشورا، ص 199.
5) بحار الانوار، ج 44، ص 298.
6) ابصار العین، ص 73.
7) تاریخ الامم والملوک، ج 6، ص 259.
8) معالی السبطین، ج 1، ص 463.
آخرین ویرایش
در 1397/6/28 15:33

مطالب پربازدید را ببینید
و یا به فهرست بازگردید.

بازگشت به ابتدای صفحه

تلفن
نشانی
021-88998600
تهران، خیابان انقلاب، خیابان قدس، نبش خیابان قدس و ایتالیا، پلاک 98
پیامک
30001366